مقالات

مقالات نوشته شده و ارائه شده ی علی ایتیوندی در همایشها و سایت های معتبر

 
واجشناسی زبان لکی
نویسنده : علی ایتیوندی - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٥
 

کلیات

آواشناسی زبان لکی علمی است که کلیه آواهای ایجاد شده در جریان گفتار گویشوران کلیه لهجه ها و دیالکت های مردمان لک را مورد بررسی قرار می دهد. از این منظر کلیه آواهای لکی (همچون آواهای سایر زبان ها) بدو بخش عمده «واکه ها» و «همخوان ها» تقسیم میشود. همچنانکه میدانیم فقط آواهایی در الفبای زبان معیار مورد استفاده قرار می گیرد که بتواند معنای کلمه را تغییر دهد. چنین آواهایی واج یا «فونئم» خوانده می شوند. می توان 50 واج را برای زبان لکی معرفی کرد که آنها عبارتند از:

صامت ها- ( همخوان )- consonant

b

d

k

p

z

g

t

r

l

s

ž

m

j

š

n

č

w

h

q

y

ĺ

gh

ŋ

x

f

ť

v

ĝ

ř

مصوّت ها-( واکه ) – vowel

مصوت کوتاه

مصوت بلند

a

â

e

û

o

ï

i

é

ö

ü

ô

á

œ

ã

تفاوت اصلی مصوت های کوتاه وبلند در واجگاه ( یا مخرج صوت ) آن هاست . زبان لکی دارای هفت مصوّت مرکّب  (âo) ، (éo ) ، (ao) ، (â') ، (eâ) ، (ea) ، (âa) نیز   می باشد.

طبقه بندی واجها

طبقه بندی واکه ها:

واکه های زبان لکی بشکل زیر طبقه بندی می شود:

1-    براساس وضعیت افقی زبان (پسین و پیشین بودن)

2-    بر اساس وضعیت عمودی زبان (باز و بسته بودن)

3-    بر اساس وضعیت لبها (گرد و کشیده بودن)

4-   بر اساس ثبات محل تولید (تک صدایی، دو صدایی و سه صدایی بودن)

5-    بر اساس کمیت (کشیده، متوسط و کوتاه تلفظ شدن)

 

  • واکه ها بر اساس وضعیت افقی زبان به 3 دسته تقسیم می شوند:
  •  پیشین (جلو زبانی). مانند: ï, ö, ü, œ, a  
  • میانی (میان زبانی). مانند: é
  • پسین (پس زبانی). مانند: â, o, û, i, ô, ã, á, e  
  • واکه ها بر اساس وضعیت عمودی زبان به 2 دسته تقسیم می شوند:
  • واکه های بسته. مانند: û, ô, ï, i, ü, œ, e ,. از این هفت واکه کیفیت تلفظ پنج تا از آنها (û, ô, ï, i, e) پس زبانی و دوتای دیگر (ü, œ) پیش زبانی می باشد.
  • واکه های باز. مانند: o, ö, â, a, ã, á, é, . که سه تا از آنها (o, â, ã) پس زبانی و چهارتای دیگر (ö, a, á, é) پیش زبانی می باشد. ضمنا واکه é (که پیش زبانی است) نیم بسته می باشد.
  • واکه ها بر اساس وضعیت لبها به 2 دسته تقسیم می شوند:
  •  واکه های گرد. مانند: û، o، ö، ü، ô، œ،. از 4 واکه گرد چهارتایش (û، o،ô، œ) پس زبانی و دو تای دیگر (ö، ü) پیش زبانی می باشد.
  • واکه های کشیده عبارتند از:. a، â، e، ï، i، é، á، ã که چهار تا از اینها (â، e، i، ã) پس زبانی و چهار تای دیگر (ï، é, a، á) پیش زبانی می باشد.
  • واکه ها بر اساس ثبات محل تولید بدو دسته منوفتونگ (تک صدایی) و دیفتونگ (دوصدایی) تقسیم می شوند. هر چند در زبان معیار لکی دیفتونگ وجود ندارد. اما در بعضی از لهجه ها و دیالکت ها دیفتونگ دیده می شود. مثلا در این دیالکت ها از جمله دیفتونگ های زیر را می توان مشاهده نمود:
    • Béonar yal =bénar yak(آنها را به هم بزن)
    • dâonaren = dânaren (به او زدند)
    • seonéžen= senéžen (سه تا از آنها)
    • šãed = šãd (شاهد)

لازم بذکر است که تریفتونگ (سه صدایی) در بعضی از لهجه ها و دیالکت های لکی ایجاد می شوند.

  • Dûãamar gyon kerd (برای حفظ جانش آن دعا را خواندم.)
  • واکه ها بر اساس کمیت به سه دسته تقسیم می شوند (کمیت کوتاه، کمیت متوسط، کمیت کشیده). لازم بذکر است که واکه ها در زبان لکی از نظر کمیت تلفظ ، تقابل بوجود نمی آورند. اما در برخی از گویشهای زبان لکی واکه های کشیده با واکه های متوسط در تقابل هستند. مثلا:
    • Bar =بخور  , Bár =سهم
    • Sam = سم , Sám = ابهت
    • Ram = مموری, Rám = رحم

قانون هماهنگی واکه ها

 

جفت معادل

واکه

ã

â

á

a

é

e

û

ô

ï

i

ü

ö

œ

o

 

با مشاهده جدول بالا می توان به این نتیجه رسید که کلیه واکه های زبان لکی جفت معادل دارند.

 

 

تعادل فوق در جدول زیر جمعبندی شده است:

واکه های سطح پشتی

واکه های سطح جلویی

وضعیت افقی زبان

وضعیت عمودی زبان

وضعیت لبها

ü

 

â / ã

پیشین

پسین

بسته

باز

گرد

کشیده

ï

ô, o

پیشین

پسین

بسته

باز

کشیده

گرد

ö

i, e

پیشین

پسین

بسته

باز

گرد

کشیده

a, á, é, œ

û

پیشین

پسین

بسته

باز

کشیده

گرد

 

نتیجه چنین تعادلی، موجب دو نوع هماهنگی واکه ای:

الف) هماهنگی کامی (damaq ahəngi)

ب) هماهنگی گردی (dodaq ahəngi)

شده  و قانون هماهنگی را بوجود آورده است.

طبق قانون هماهنگی کامی هر واژه لکی که با یکی از حروف پیش زبانی شروع شود بقیه واکه های آن واژه از گروه واج های پیش زبانی ها خواهد بود. مثلا: واژه soŋpeldar(سُنگ پِل دَر) را در نظر می گیریم. اولین واکه این واژه [o] می باشد که واکه پسین است. ملاحظه می شود که بقیه واج ها (  /a/ ،/e/) نیز پس زبانی هستند. قانون هماهنگی کامی را در سایر واژه های لکی نیز می توان مشاهده کرد:

بنا بر این هر گویشور لکی می داند که در هر واژه از چه صداهایی می تواند استفاده نماید. جالب است که طبق این قانون، پسوند های زبان لکی هر کدام دارای اشکالی دارند که گروه واکه های بکار رفته در واژه مشخص می سازد که از کدام پسوند استفاده شود. مثلا پسوند جمع دارای دو شکل (al, l)، پسوند مکان دارای اشکال (ga, gâ, jâ, kon, …)، پسوند شغل نیز دارای اشکال (gar, kar, dar, …) می باشد.

مواردی که قانون هماهنگی کامی عمل نمی کند:

1-   در برخی از کلمات مرکب (که از دو یا چند واژه ای که، در یکی، از واکه های پس زبانی و در دیگری از واکه های پیش زبانی استفاده شده، تشکیل می شوند) قانون هماهنگی کامی نمی تواند عمل کند. مانند کلمه زیر: jüpoř (مرکب از جؤی + پُر).

2-   پس از ورود وزن عروض از ادبیات عربی به ادبیات کلی برای هم قافیه شدن کلمات لکی با کلمات فارسی یا عربی، شاعران مجبور به عدول از قانون هماهنگی کامی شدند. بعنوان مثال به چند بیت محلی اشاره می کنیم:

خودالَم شوگِرئ رَسیم وَه مَطِلاؤ / دِلِم سـاکِن بی ژه پَـژارِئ شـاؤ

***

قورونئ بارّن پَره پَره کَن / مَر مِن دُومئ کِم دَس وَه خَره کَم

***

دِل ها وَه تَوآ دِلآرامَه وه / گاگا وه شیرین گا وه تامَه وه

***

یَکئ روخسار یَکئ داوال پَسَندئ / یَکئ جامَه یَکئ شاوال پَسَندئ

3-   هر چند کلمات دخیل پس از ورود بزبان لکی تابع سیستم آوایی این زبان می شوند، اما بدان معنا نیست قانون هماهنگی اصوات ثابت خواهد ماند. بلکه نوع تغییر در کلمات مختلف باهم فرق می کند. مثلا تغییرات در کلمات دخیل زیر را مورد بررسی قرار می دهیم:

  • «عمر» (omr) عربی (عمر ، زندگانی)
  • - واج /ع/، بعلت عدم وجود آن در زبان لکی، همانند واکه بعد از خود (اگر قبل از ع واکه باشد تبدیل به واکه قبل از خود می شود) درک می شود.
  • واکه o ( در اثر تاثیر همخوان ع) تبدیل به œ می شود
  • طبق سیستم هجایی لکی، هجای (CVCC) و (VCC)، یعنی دو همخوان پشت سر هم بعد از واکه، جزء استثناهاست و جز در چند کلمه وجود ندارد، لذا یک واکه بعد از واج /م/ اضافه می شود و تبدیل به «'œmer» می گردد، اما بر قانون هماهنگی اصوات خللی وارد نمی شود.
  • «صبر» sabr)) عربی. طبق سیستم هجایی یک واج (ای) بعد از واج ب اضافه شده تبدیل به saber می شود. که باز هم بر قانون هماهنگی اصوات خللی وارد نمی شود.
  • اما ورود کلماتی چون «انقلاب» (enqeĺâb)، «سعادت» (seãdat)، «اجتماعی» (ejtemãy) و ... از عربی و «خوشبخت» (xwašbaxt)، «هوشیار» (hûšyâr)، هرچند همراه با تغییراتی بود اما این تغییرات نتوانست از تغییر خود قانون هماهنگی جلو گیری کند.

حال این سؤال پیش می آید که اگر بدلایل فوق قانون هماهنگی کامی در کلمات از بین برود، اتصال پسوند ها چگونه خواهد بود؟ اخذ واژه از زبانهای دیگر با توجه به تیپ زبانی زبان لکی بدون توجه به ساده یا مرکب بودنش انجام می گیرد. و وقتی واژه ای داخل این زبان شد تکواژ محسوب می شود. لذا بعنوان مثال واژه مسائل (جمع مکسر قوم) پس از ورود به زبان لکی دوباره و طبق قاعده دستوری لکی جمع بسته خواهد شد (قومَل) اتصال پسوند نیز با توجه به آخرین واکه کلمه بوجود خواهد آمد. بدین ترتیب هر کدام از کلمات فوق الاشاره دخیل، پسوند های زیر را خواهند گرفت (به چند پسوند اشاره می شود): انقلابَل ، هوشیارَل ، خوشبَختَل

بررسی آواشناسی گویش های لکی نشان می دهد که در کلیه گویشهای لکی قانون هماهنگی اصوات وجود دارد. البته می توان این را بیان کرد که در برخی از لهجه های زبان لکی این هماهنگی دچار به همریختگی شده است. مثلاً در لهجه لکی کرمانشاهی و هرسینی ، این هماهنگی تغییراتی جزئی پیدا کرده است.

ماهیت آواشناختی هماهنگی اصوات

قبل از شرح ماهیت آواشناختی هماهنگی اصوات ذکر این موضوع را از ضروریات می دانیم که هر حادثه (تغییر) یا صورت زبانی بایستی توجیه زبانشناختی داشته باشد. این توجیه یا ناشی از سیستم آواشناسی است و یا از قوانین واژواجی پیروی می کند. مثلا تبدیل واج /n/ در واژه šanba (اولین روز هفته) به واج /m/ تحت تاثیر قوانین واژواجی است. حتی ایجاد واکه [ü] در لهجه نیشابوری واژه «jüja» (جوجه) تحت تاثیر همین قانون می باشد. اما بوجود آمدن جفت های i, ö, ü برای واکه های ï, o, u در اغلب گویشهای لکی ناشی از سیستم آواشناختی این گویشها است. لازم بذکر است که واکه های o, û, â, é از واکه های اولیه گویش های لکی ست. واکه های ï, ö, ü برای تامین هماهنگی و بطور ثانویه بوجود آمدند. اما سؤال این است که چرا هماهنگی اصوات بوجود آمد تا نیاز به خلق جفت های ثانویه باشد؟

همچنانکه می دانیم واکه ها در کلیه زبان ها در سه کمیت تلفظ می شوند: کمیت کوتاه، کمیت متوسط، کمیت کشیده.

کمیت کشیده این امکان را به ماهیچه های اعضای تلفظ (گلو، دهان و زبان) می دهد که از هر وضعیتی خارج و در وضعیتی دلخواه قرار گیرند. بعبارت دیگر زمان خروج از وضعیت تلفظ واکه ای، و ورود به وضعیت تلفظ واکه ای دیگر در حد نیاز می باشد. اما در وضعیت کوتاه و متوسط چنین امکانی وجود ندارد. بیایید یک واژه را از این نظر مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم: تکواژ «san» (خرید شکل ماضی از مصدر «سَنِن» یعنی خریدن) با قبول پسوند اول شخص مفرد، یعنی «em» تبدیل به «sanem» می شود. در تلفظ این واژه مجموعه عضله های دهان بایستی از وضعیت تلفظ «a» به وضعیت تلفظ «e» برسد. میدانیم که واکه a پسین، باز و کشیده است. واکه e پیشین، بسته و کوتاه است. چون زمان برای چنین تغییر وضعیتی کافی نیست لذا واکه معادل e با ویژگی پسین یعنی واکه i ایجاد می شود.

با این حساب تلفظ کلمه عربی «عالم» (فارس ها آن را âlem و لک ها âlim تلفظ می کنند)، دخیل در زبان های لکی و فارسی چه توجیه زبانشناختی ای می تواند داشته باشد؟ وقتی قرار بر این است که واکه i این واژه تغییری نکند طبق قانون واژواجی واکه a از نظر کمیت تغییر کرده تبدیل به â (کمیت کشیده) می شود تا زمان لازم تغییر وضعیت را تامین نماید. بنا بر این اگر زمان صرف شده برای تلفظ v1(واکه اول) t1، و زمان صرف شده برای تلفظ c مابین v1 – v2(همخوان بین واکه اول و دوم) را t2  در نظر بگیریم، بایستی  t1≥ t2 باشد. حالا چند مثال از فارسی و انگلیسی می زنیم:

  • می دانیم که واژه «آمریکا» را فارس ها «âmrïkâ » تلفظ می کنند. اما لکیهایی که زبان فارسی را بلد نیستند این واژه را مثل خود آمریکایی ها «amerïká» تلفظ می کنند.
  • صورت های امر فعل در فارسی با اضافه کردن «be» به اول واژه بکار می رود. در نتیجه قاعدتا تک واژهای a, ro, šin بایستی بصورت های be + a, be + ro, be + šin  در آید. اما در تلفظ با صورت های زیر مواجه می شویم:
    •  bi + y  + a = biya,
    • bo + ro = boro,
    • be + šin = bešin  

چنانکه ملاحظه می شود در اینجا، در تلفظ، هماهنگی اصوات (واکه ها)، اما تحت تاثیر قانون واژواجی صورت گرفته، در نتیجه در کلمه اول «e» تبدیل به «i»، در کلمه دوم «e» تبدیل به «o» شده. اما در کلمه سوم هیچ تغییری در واکه ها صورت نگرفته است. این تغییرات بدین خاطر است که «e:» (کمیت کشیده) بهنگام تلفظ کل کلمه بصورت «e» (کمیت متوسط) در می آید. نکته جالبی که اینجا هست این است که واکه «e» قبل از واکه «a» در کلیه کلمات دخیل از فارسی به لکی تبدیل به واکه «i» می شود. و نیز جالب است که صورت امر افعالی که با همخوان آغاز می شود وقتی «be» قبول کند، واکه «e» بدون تغییر می ماند. بر همین اساس است کسره عربی «i» در زبان فارسی تبدیل به «e» می شود و در لکی در بعضی از لغات به حال خود می ماند. و در برخی دیگر به مانند فارسی عمل می شود.

( لکی xetav) ( فارسی xetab)= خطاب،

(لکی edâra)، (فارسی edare ) =  اداره،

(لکی ketâw )، (فارسی ketab ) =کتاب

ï تبدیل به i می شود و b تبدیل به w :

(širâw) ، (re âbšï) = شیر آب

در کلمات فارسی دخیل در لکی نیز «e» بعد از «â» تبدیل به «a» می شود:

kerâye = kerâya

gelâye = gelaya

  • جالب ترین بخش این بحث تلفظ کلمه جوجه (jûjeh) در فارسی نیشابوری است. بهر حال، چون سیستم آوائی زبان لکی کمیت کشیده در سطح واج (فونئم) ندارد (البته در برخی واژه ها و لغات که بررسی آنها خود مبحثی جداگانه می طلبد.)، لذا بجای استفاده از «û» از «ü» استفاده می کنند (ضمنا باز زبان لکی جز یکی دو مورد، واکه «e» در آخر کلمه را ندارند. بنا بر این واکه «e» در آخر کلیه کلمات دخیل فارسی تبدیل به «a» می شود: «jûjeh = jüja».
  • موضوع جالب دیگر در این مورد تولید واج های /e/ و /o/ در زبان عربی است که جزء آواهای این زبان نیستند. بطور کلی
  • اگر در کلمات عربی پس از واکه /a/ همخوان /w/ بیاید، بشرطی که پس از آن واکه نباشد،از ترکیب واکه /a/ و /w/ واکه /o/ بوجود می آید. مانند:

sawfə = sofa

qawl = qol

  • و در کلماتی که پس از واج /ش/ واج /y/ بیاید بشرطی که پس از آن واکه نباشد، از ترکیب واکه /ش/ و همخوان /y/ واکه /e/ بوجود خواهد آمد. مانند:

husayn = huseyn,

šubayr = šubeyr

لازم به ذکر است که یکی از راه های تشخیص اینکه آوای ایجاد شده در کلمات، تحت تاثیر قانون واژواجی است یا جزء فونئم های آن زبانی می باشد اینست که گویشور آن زبان (یا لهجه) بتواند آن آوا را مستقلا تلفظ نماید.

صامت های زبان لکی

همخوان های لکی همچنانکه قبلا متذکر شدیم 29 واج می باشد. از بررسی نوشته ها چنین بر می آید که همه صامت های موجود در زبان لکی معاصر(زبانی که توسط جوانان لک زبان به کار می رود.) از اول وجود نداشته است. بعضی از صامت ها از بین رفته و صامت های جدیدی بوجود آمده است. بعضی از این تغییرات بعلت ثبت شدن براحتی و مستقیما ثابت می شوند.

به جدول زیر توجه بفرمایید :

لکی قدیم

لکی جدید

ترجمه فارسی

mať

mad

مدد ، یاری

šât

šâd

شاهد

řaŋ

řang

رنگ

 

در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا در شکل گیری همخوانها هم ترتیبی (همخوانهای اولیه و ثانویه) وجود داشته است؟

این موضوع را از سه منظر می توان بررسی کرد:

1-              از منظر علمی – نظری

2-              از منظر تجربی (پداگوژیکی)

3-              از منظر تاریخی و مقایسه ای.

  • می دانیم که واجگونه ها برای این بوجود آمدند که آسانترین تلفظ فونم ها در داخل کلمه و در ارتباط با واج های همجوار تامین بشود. خود واج ها هم چنین ویژگی را دارند. بدین معنی که درابتدای شکل گیری واج ها در تاریخ، واج هایی بوجود آمدند که برای تلفظ آنها کمترین شکل تغییر در فرم دهان و زبان ضروری باشد. در این صورت در درجه اول همخوانهایی بوجود خواهد آمد که برای تلفظ آنها نیازی به استفاده از تارهای صوتی نباشد. مثلا برای تلفظ همخوان «ت» و «د» که هر دو دارای محل تولید واحد و طرز تولید stop[1] هستند، در اولی نیازی به تارهای صوتی نیست. در حالیکه برای تلفظ دومی «د» تارهای صوتی باید وارد عمل شوند. بعبارت دیگر همخوان های بیواک از نظر ترتیب شکل گیری اولیه، همخوان های واکدار از همین نظر ثانویه هستند. البته در اینجا عوامل دیگری هم تاثیر گذار هستند که پژوهشگر میدانی باید در نظر بگیرد. مثلا همخوانهای «ج» و «چ» واج های مرکب هستند. در نتیجه اولیه و ثانویه بودن آنها در مقایسه با همخوانهای دیگر نمی تواند تابع واکدار یا بیواک بودنشان باشد. این دو واج بطور قطع، واج «چ» پس از «ت» و «ش»، نیز واج «ج» پس از «د» و «ژ» شکل گرفته اند.
  • شکی نیست که انسان هم از نظر زیستی و هم از نظر آموزشی دارای پروسه تاریخی و تصویری است. بطوریکه پروسه تاریخی او در پروسه تصویری منعکس است. لذا با بررسی پروسه های تصویری می توان خیلی از نکات تاریک پروسه تاریخ را روشن ساخت.

پروسه زیستی انسان از بدو شکل گیری نطفه شروع و تقریبا با تولد خاتمه پیدا می کند. پروسه پداگوژیکی وی از بدو تولد شروع می شود. چون دوره ختم این پروسه محل اختلاف است و نیز تاثیری در موضوع مورد بررسی ما ندارد صرفنظر می کنیم. بچه پس از تمرین صداهای نامفهوم و غیر زبانی به تولید آواهای زبانی می پردازد و جالب است که هیچ بچه ای در اوایل زبان باز کردن نمی تواند آواهای /ش/ و /ر/ و /غ/ و /خ/ و ... را تولید کند. بجای آنها به ترتیب آواهای /س/ و /ل/ و /ک/ پسین کامی تولید می نماید. طبیعی است بچه در صورت رشد طبیعی و سالم بودن اعضای تولید کننده آواهای زبان به تدریج هم کمبود آواشناختی و هم کمبود های مورفولوژیکی و سینتاکتیک خودرا تکمیل می نماید و آگاهی کامل ناخودآگاه در مورد زبان مادری را صاحب می شود. اگر این روند بازتاب روند تاریخی باشد[2] (که هست)، می توان تحلیل علمی مناسبی از روند شکل گیری آواها را ارائه داد.

  • از مقایسه ماتریال های موجود در زبانهای متعلق به اورال – آلتای (تیپ زبان های التصاقی) می توان تا حدودی به روند شکل گیری و نیز ترتیب شکل گیری واج ها پی برد. قبل از بررسی این ماتریالها به سؤال هایی که در مورد تغییرات بعضی از کلمات دخیل از فارسی و عربی به لکی پیش می آید می پردازیم:
  • برق (عربی) = bark (لکی شاهیوندی ، هوزمانوندی)
  • قرض (عربی) = qart (لکی ایوتوندی).
  •  غسل (عربی) = xœseĺ (لکی ایوتوندی).
  • تَرک (عربی) = tarx (لکی ایوتوندی) کلیه تغییرات واکه ای و نیز جابجایی همخوانها بر اساس قانون واژواجی قابل توجیه است. اما تبدیل [ک] به [خ] با هیچ یک از زبانشناسی تصویری قابل توجیه نیست.

می دانیم که اگر کلمات دخیل از زبان مبدا به زبان مقصد دارای واجی باشد که در زبان مقصد وجود ندارد، این واج یا حذف میشود (مانند اعتقاد عربی که بعلت عدم وجود همخوان [ع] در زبان لکی حذف می شود etqâd) و یا تبدیل به نزدیکترین واج زبان مقصد می گردد (صلح عربی = solh / sœĺ فارسی و لکی، ثواب عربی = savab / swâw فارسی و لکی. اما اگر واج یا واجهایی از کلمات دخیل علیرغم وجود آن واج در زبان مقصد بدون تاثیر قوانین واژواجی تغییر نماید، در اینصورت حتما واج دخیل با واج جایگزین زمانی تقابل تشکیل نمی داده و یا واج دخیل اصلا وجود نداشته است. با این حساب می دانیم که در زبان لکی هر دو واج [ک] و [خ] وجود دارد. اما چون زمانی واج [ک] وجود نداشته و یا واجگونه واج [خ] بوده، در کلمات دخیل بعلت عدم توجه به جنبه مورفولوژیکی و بر اساس اصول سینتاکتیکی واج [ک] براحتی تبدیل به واج [خ] می شود. زبان ژاپنی از این نظر نمونه است.

الف) در این زبان فقط 5 واکه وجود دارد.

ب) در این زبان فقط دو هجا وجود دارد.

[ک] و [خ] واجگونه های [خ] هستند. اگر این نتیجه زبانشناس هارا که مورفئم های اولیه زبان های تیپ التصاقی از یک هجا تشکیل می شدند قبول داشته باشیم می توانیم نتیجه بگیریم که زبان ژاپنی از نظر آوایی و هجایی دستخوش آنچنان تغییراتی نشده است.

در گویشهای زبان لکی بحثی است در مورد تبدیل همخوانها به یکدیگر. بدین معنی که این تبدیل هم در پروسه شکل گیری یک زبان (مثلا زبان لکی) و هم بین زبان های مختلف صورت می گیرد. بعنوان مثال در لکی تبدیل واج [ق] به واج [ک] در کلمه «qœĺ (جوشیدن) » (kœĺï, kœĺyâ)، تبدیل [ک] به [گ] در کلمه mek = meg ، tœk=tœg قابل مشاهده است.

در مورد تبدیل بین گویشهای زبان لکی می توان کلمه هایی مانند قَسَم = کَسَم(سوگند) ، قورون = کورون(قرآن) را مثال زد. سیستم تغییر همخوانی به همخوان دیگر در گویشهای لکی بشرح زیر می توان جمع بندی نمو:

  • ف – پ،
  • پ – ب،
  • و – ب،
  • د – ت،
  • س-ش،
  • س-ز،
  • ک- ق،
  • ک-گ،
  • ک-خ،
  • چ-ت.
  • ر-ل

لازم بذکر است که برخی از این تغییرات اکنون هم در گویشهای مختلف لکی بوضوح دیده می شود. مانند:

قَسَم – کَسَم، ویر – ویل، شَأر – سأر، و ... .

سیستم هجایی زبان لکی

قبل از هر چیز این را ذکر می کنم که تاکنون در هیچ یک از ادبیات زبانشناسی فارسی، لکی و انگلیسی برخورد قانع کننده در مورد تصور هجا بطور کلی و هجاهای زبان های لکی و فارسی بالاخص، ندیدم. اول نمونه هارا ارائه داده بعد به تحلیل آن می پردازیم:

آقای دکتر یدالله ثمره در اثر گرانقدرشان در مورد انواع هجاها می نویسد:

در فارسی سه نوع هجا وجود دارد بدین قرار: CV, CVC, CVCC[3]

مؤلف در همین کتاب و در جدول 5-1 واژه های «عبد»، «عقد» و «بعد» را بصورت های ?abd, ?aqd, ba?d قید نموده است[4]. و نیز تعداد همخوان های زبان فارسی را 23 (? را هم همخوان حساب می کند) می داند[5].

سیستم هجایی زبان لکی را بشکل زیر می توان جمع بندی نمود:

  • V
  • VC
  • CV
  • CVC
  • VCC
  • CVCC

 

مثال

تعداد هجا

تیپ هجایی

شرح

ردیف

عَه = آری

1

V

بدون پوشش - باز

 

عَس : آن وقت

2

VC

بدون پوشش - بسته

 

دُ : بذر

1

CV

پوشیده - باز

 

مَس : مست

2

CVC

پوشیده بسته

 

عَسک : آن هنگام

2

VCC

بدون پوشش - بسته

 

چَسپ : چسب

2

CVCC

پوشیده - بسته

 

 

چنانکه از جدول معلوم است:

  • هجاهایی که با واکه آغاز می شود، (بدون پوشش) نامیده می شود.
  • هجاهایی که با همخوان آغاز می شود، (پوشیده) نامیده می شود.
  • هجاهایی که به واکه ختم می شود، (باز) نامیده می شود.
  • هجاهایی که به همخوان ختم می شود، (بسته) نامیده می شود.
  • هجاهایی که با واکه آغاز و به واکه ختم می شود، (بدون پوشش - باز) نامیده می شود.
  • هجاهایی که با واکه آغاز و به همخوان ختم می شود، (بدون پوشش - بسته) نامیده می شود.
  • هجاهایی که با همخوان آغاز و به واکه ختم می شود، (پوشیده - باز) نامیده می شود.
  • هجاهایی که با همخوان آغاز و به همخوان ختم می شود، (پوشیده - بسته) نامیده می شود.

در پایان یاد آوری یک چیز دارای اهمیت است. زیرا موجب برداشت های ناصحیح در آواشناسی و بالطبع در هجاشناسی می شود. آن، مسئله همزه و طرز ایجاد آن یعنی (?) می باشد. شکل چاکنایی برخی آواها یه خاطر جداکردن آن آوا از آوای بعدی است. که می توان آن را «مکث» نامید. بعبارت صحیح تر (?) نقش ویرگول در نوشتار است. این در زبانشناسی عربی همزه نامیده می شود. مثلا واژه «آب» در فارسی اگر ab? تلفظ شود (که چنین نیست) تغییر a در حد واجگونگی است. آیا می شود در واژه abad بین a اولی با a دومی تقابلی دید؟ مسلم است نه. اگر هجا نویسی بر اساس واج است، پس نمی توان واجگونه a? را در هجا نویسی آب و یا آباد بکار برد.

به دو جمله زیر در عربی دقت کنیم:

  • انت تعلم العربی. ən-tə təg˚-lə-mul-ə- rə-bi.
  • اانت تعلم العربی؟ ?ə-?ən-tə təg˚-lə-mul-ə- rə-bi?

از منظر نظری می توان به این نتیجه رسید که: وقتی دو واکه پشت سر هم قرار می گیرند یا ایجاد دیفتونگ ایجاد می شود و یا حالت چاکنایی بوجود می آید. با این حساب دیفتونگ o͡u در واژه های toux و soux را بصورت چاکنایی تلفظ کرد: to?ux و so?ux. اما چون با سیستم آواشناختی لکی سازگار نیست، لذا چنین تلفظی بوجود نمی آید.

 

 

منابع

 ادبیات منابع فارسی:

  • یدالله ثمره، آواشناسی زبان فارسی، آواها و ساخت آوایی هجا، ویرایش دوم، انتشارات مرکز نشر دانشگاهی، چاپ هشتم، 1383.
  • علی محمد حق شناس، آواشناسی (فونتیک)، انتشارات آگاه، چاپ هشتم، 1382.
  • ویلیام اگرادی، مایکل دابروولسکی، مارک آرنف، در آمدی بر زبانشناسی معاصر، ترجمه دکتر علی درزی، جلد اول، انتشارات سمت، چاپ اول، 1380.
  • آر. اچ. روبینز، تاریخ مختصر زبانشناسی، ترجمه علی محمد حق شناس، انتشارات نشر مرکز، چاپ هفتم، 1385.
  • دکتر حسین  محمدزاده صدیق، سه سنگیاد باستانی، انتشارات اختر، چاپ اول، 1387.
  • حسین حاتمی، زبان فارسی، کتاب درسی برای دانشجویان سال دوم دانشکده شرقشناسی دانشگاه دولتی باکو، انتشارات یازیچی، باکو، 1986.

منابع انگلیسی:

  • Grover Hudson, essential introductory linguistics, Michigan state university, first published 2000.
  • Peter Ladefoged, a coursein phonetics, second edition, university of California, Los Angeles, 1982.
  • H. H. Stern, fundamental concepts of language teaching, Oxfird university press, 1991.
  • George Yule, the study of language, Cambridge university press, 1988.

 



[1] - George Yule, The Study of Languege, Cambridge university press New York, 1985, p. 38.

[2] - فرقی که پروسه تاریخی با پروسه تصویری دارد این است که انسانهای اولیه کلیه آواهارا خود تولید کردند (البته همراه با خود آموزی)، اما بچه آواهای آماده را از والدین و اطرافیان می آموزند.

[3] - یدالله ثمره، آواشناسی زبان فارسی، آواها و ساخت آوایی هجا، ویرایش دورم، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ هشتم، ص. 109.

[4] - همان، ص. 116.

[5] - همان، ص. 123.