مورفولوژی زبان لکی

مقدمه

می دانیم که نه جنبه آواشناختی و نه جنبه نحوی زبان نشان دهنده خویشاوندی آنها نیست. لذا جنبه افتراق زبان های غیر خویشاوند (تیپ های زبانی) در بخش مورفولوژی بیشتر می باشد. زبان لکی را می توان گفت که هم دارای ویژگی های تیپ زبانهای التصاقی است و هم دارای ویژگی های زبانهای تصریفی، خانواده زبان لکی، شاخه زبان های شمال غربی ایرانی می باشد.

از نظر مورفولوژی زبان های دنیا به جزء چهار تیپ زبانی بشرح زیر می باشد:

1-    تیپ زبان های آمورف یا منوسیلابی

2-    تیپ زبان های فلئکتیو یا تصریفی

3-    تیپ زبن های ایگلوتیناتیو یا التصاقی

4-    تیپ زبان های اینکورپوریزه شده

در تیپ زبان های آمورف تقریبا وندهای اشتقاقی وجود ندارد. در این زبانها واژه های جدید بیشتر از طریق ترکیب و ابداع و قرض ساخته می شوند و نیز جایگاه واژه در جمله تعیین کننده معانی می باشد. البته جایگاه واژه در جمله در سایر زبان ها نیز در معانی بی تاثیر نیست. مثلا در زبان لکی به سه جمله زیر توجه کنید:

1- بآوَم اِرئ تیرون دؤنه چئ. / پدرم به تهران دیروز رفت. (در جواب چه وقتی؟)

2- بآوَم دؤنه اِرئ تیرون چئ. /  پدرم دیروز به تهران رفت. (در جواب کجا؟)

3- اِرِئ تیرون بآوَم دؤنه چئ. / به تهران دیروز پدرم رفت. (در جواب چه کسی؟)

نمونه این گونه زبان ها، زبان های چینی است، نه واژه ها صرف می شوند و نه از وند ها استفاده می شود.

در تیپ زبان های فلئکتیو یا تصریفی هم کلمات دستخوش تغییر می شوند و کلمات جدید بوجود می آورند و هم از وند ها، یعنی پیشوند ها، میان وند ها ، پسوند ها استفاده می شود. بهترین مثال برای این تیپ زبانی خانواده زبان های هند و اروپایی و از جمله زبان فارسی است. تغییر و یا صرف کلمه در بیشتر زبان های هند و اروپایی (بجز زبان آلمانی) از بزرگتر شدن بیش از کلمات جلو گیری کرده و به یک اصل اقتصاد در زبان شناسی جامه عمل می پوشاند. مثلا: به اشکال مفرد و جمع کلمات در زبان انگلیسی و لکی توجه کنید:

لکی

انگلیسی

جمع

مفرد

جمع

مفرد

قولَل

قول

Feet

foot

پیآل

پیا

men

man

حالا اشکال امر و گذشته ساده افعال در دو زبان فارسی و لکی را با هم مقایسه می کنیم:

فارسی

لکی

امر

گذشته ساده

امر

گذشته ساده

بین

دید

ؤین

دی

رو

رفت

چ

چئ

گو

گفت

وش

وِت

شین

نشست

نیش

نیشت

زَن (بزن)

زَد

ئ : بِئ (بزن)

دآء

رَس

رسید

رَس

رَسی

چنانکه ملاحظه می شود در زبان لکی به مانند زبان فارسی اسم و فعل تغییراتی را متحمل می شوند، اما هنگامی که حالتی را بر خود بپذیرد ، فعل و اسم در زبان لکی تنها متحمل پذیرفتن پسوند و یا پیشوند می شود.

فارسی

لکی

حالت فاعلی

حالت مفعولی

حالت فاعلی

حالت مفعولی

تو رفتی.

تو را برد.

تو چین.

تو بردئ. (تو بِرد)

تو زدی.

تو او را زدی.

تو دآت.

تو داینیَأرِن.

تو گفتی.

تو به او گفتی.

تو وِتِت.

تو وِتته بئن.

تو می روی.

تو به آنجا می روی.

تو مَچین.

تو مَچینإرئ وِره.

او سوار شد.

او سوار بر اسب شد.

سُوآر بی.

سُوآرأر اَسپ بی.

علی صدا زده شد. (نایب فاعلی)

علی به دفتر صدا زده شد.

علی خوأنِریایا

علی خوأنریارِئ دَفتر

او خواهد آمد.

او از هجران به وطن خواهد آمد.

آؤ مایا

آؤ اِ هجرون اِرِئ وَطَنَه مایا.

خانه آوار شد.

باران خانه را آوار کرد.

ماله رِمیارِرآ

وارون ماله رِمونیایِرآ

کوه منفجر شد.

آنها کوه را منفجر کردند.

کؤ تُوقیاوآ

کؤون تُوقونیآوآ

علی آمد(در آن زمان).

علی در ان زمان کافران را بر جای خود نشانید.

علی هَتیایا

علی کافرَل نیشتونیاویارا

علی آمده بود(در آن زمان).

علی در آن زمان کافران را کشته بود.

علی هَتیاویایا

علی کافِرَل کوشتیاویایا.

و می بینیم که در زبان لکی فعل و اسم در هنگام پذیرفتن حالتی دچار تغییرات اساسی نمی شود و تنها پسوندی یا که پیشوندی را می پذیرد. لذا اگر از ریشه کلمات صرفنظر کنیم با توجه به این نکته که در استفاده از پسوندها از نظر تعداد هیچ محدودیتی وجود ندارد کلمات بزرگی بوجود می آیند که طول بعضی از کلمات حتی به یک سطر هم می رسد:

اِرانیشتؤینیانیأسِرا (erânïštünyâkyaserâ) : آنها را بر زمین نشانیده است.

اِرا (وند متعدی ساز) نیشت (فعل لازم)، ؤی(وند نقلی گذشته)، ین (وند ضمیر)، یا (وند مجهول ساز)، نی(وند جمع)، أ(نقلی ساز)، س(گذشته ساز)،-ِرا(وند مفعول رایی).

زبان های آموروف

تیپ زبانی آمورف دارای ویژگی های زیر می باشد:

1- واژه ها در داخل جمله تغییر نمی یابد.

2- وند های صرفی و اشتقاقی در اقلیت هستند و تعیین کننده نیستند.

3- جایگاه واژه ها در جمله و تاکید نقش تعیین کننده دارند.

4- برای ایجاد ارتباط در میان واژه ها گاهی واژه ریشه معنای حقیقی خودرا از دست داده و نقش واژه های معین را ایفا می کنند.

5- گاهی، کلمه ای بر اساس موضوع متن نشان دهنده اشیا، حرکت و اشاره می باشد. بدین خاطر است زبانشناسان معتقد هستند که این نوع زبانی فاقد اجزای جمله می باشند.[1]

لازم بذکر است که در حال حاضر هیچ زبانی در جهان پیدا نمی شود تمامی ویژگی های بالا را دارا باشد. یکی از نمونه های این تیپ زبانی، زبان چینی می باشد. برای ایجاد تصوری هر چند خیلی کلی از این نوع زبان ها معانی مختلف واژه «xao» از زبان چینی را در ارتباط با کلمات دیگر از نظر می گذرانیم:

1- «xao jen»: آدم خوب.

2- «siyu xao» خوبی کردن.

3- «dzio xao»: دوستی قدیمی.

4- «xao daçvix»: خیلی عزیز.

زبان های تصریفی یا فلکتیو زبان هایی هستند که در آنها هم واژه ها دستخوش تغییر می شوند. هم دارای وند های صرفی و اشتقاقی هستند. بطور کلی زبانهای تیپ فلکتیو دارای خصوصیات زیر می باشند:

1- ارتباط وندها با خود و ریشه آنقدر قوی است که اغلب تشخیص وند از ریشه غیر ممکن می شود.

2- ریشه کلمات تغییر می یابد‍ و از این طریق واژه های جدید بوجود می آید.

بعنوان مثال اشکال مفرد بعضی از کلمات در بعضی از زبان های فلکتیو را با زبان لکی (التصاقی- تصریفی) مقایسه می کنیم:

تیپ فلکتیو

زبان روسی

مفرد

Druq

دوست

جمع

druzya

دوستان

تیپ التصاقی - تصریفی

لکی

مفرد

دوس

دوست

جمع

دوسَل

دوستان

تیپ فلکتیو

آلمانی

مفرد

bruder

برادر

جمع

brüder

برادران

تیپ التصاقی - تصریفی

لکی

مفرد

برا

برادر

جمع

برآل

برادران

تیپ فلکتیو

انگلیسی

مفرد

man

مرد

جمع

Men

مردان

تیپ التصاقی - تصریفی

لکی

مفرد

پیا

مرد

جمع

پیآل

مردان

چنانکه ملاحظه می شود واِه های "دوست" (در زبان روسی) و "برادر" (در زبان آلمانی) و"مرد" (در زبان انگلیسی) طبق صرف داخلی کلمات تغییر یافته صورت دستوری جدیدی بجود آورده است.

3- معمولا هر وند تصریفی دارای چند عملکرد دستوری است. مثلا "s" در انگلیسی هم وند جمع و هم وند مالکیت می باشد.

همه زبان های فلکتیو دارای خصوصیات یکسانی نیستند. لذا خود آنها به دو دسته تقسیم می شوند:

1- زبان های تصریفی ترکیبی

2- زبان های تصریفی تحلیلی

زبان های التصاقی یا ایگلوتینانیو

زبان های التصاقی زبانهایی هستند که در آنها هم صرف و هم اشتقاق توسط وندها (و تقریبا همه پسوند) بوجود می آید. این تیپ زبانها دارای ویژگی های زیر هستند:

1- وند ها در مقایسه با تیپ های دیگر زبانی ارتباط محکمی با ریشه ندارند. لذا به آسانی می توان کلمات را تجزیه و بخش های تشکیل دهنده را از هم جدا نمود. تجزیه واژه های زیر به عناصر تشکیل دهنده این موضوع را تایید می نماید:

  • piâdâral : piâ (ریشه کلمه، اسم: مرد)، dâr (پسوند مالکیت)، al (پسوند جمع)
  • gâlâwenali: gâ (ریشه کلمه، اسم: گاو)،  lâwn(پسوند فعلی)، al (پسوند جمع)، i (پسوند مجهول ساز).
  • damerûčaqiâbyali: dam (ریشه کلمه، اسم: دهان)، erû (پسوند صفت ساز)، čaqiâ (پسوند فعلی)، by (پسوند فعلی)، al (پسوند جمع)، i(پسوند مجهول).

2- عملکرد تمامی پسوند ها در کلیه کلمات یکی است. نمی توان پسوندی را پیدا کرد که در کلمه ای مثلا مصدر ساز و در کلمه ای دیگر نقلی ساز باشد. برای اثبات این موضوع حالت جمع در دو زبان ایگلوتیناتیو (لکی) و فلکتیو (روسی و فارسی) در بعضی از کلمات از نظر می گذرانیم:

ایگلوتیناتیو - فلکتیو (لکی)

فلکتیو (روسی)

فلکتیو (فارسی)

Ketâw + al

Kniqi

کتابها

Ketâwal é

V kniqax

در کتابها

terâtœmal

Trakrorı

تراکتورها

darsxwanal

Studentov

دانشجویان

dalyâl

morya

دریاها

 

چنانکه ملاحظه می شود. حالت جمع در تیپ التصاقی - تصریقی (لکی) توسط پسوند «al» و «l» جمع بسته می شود. در روسی توسط تکواژهای صرفی i, x, ı, ov, ya و در زبان فارسی با تکواژهای صرفی ها و ان. در ضمن علامت مفعول دری در زبان لکی بصورت پسوند و در دو زبان روسی و فارسی بصورت پیشوند (در و v) عمل می کند.

3-هر یک از پسوند ها در زبانهای التصاقی در یک کلمه فقط یک نقش دارد ولی آنچنانکه مشاهده خواهیم کرد در زبانهای فلکتیو مثلا روسی همزمان به ایفای دو نقش می پردازند.

لکی

روسی

معنا

mardesal

Şkolı

مدرسه ها

taxtál

doski

سیاه تخته ها

چون در زبان لکی (و نیز زبان فارسی) اسم ها در حالت فاعلی فاقد علامت (بعبارت صحیح تر پسوند فاعلی) هستند، پس پسوند های صرفی al و l فقط علامت جمع هستند. اما در زبان روسی پسوند های ı و i هم نقش علامت جمع و هم علامت فاعلی را ایفا می کنند.

زبان های تصریفی (فلکتیو)

زبانهای تصریفی بلحاظ داشتن وندها با زبانهای آمورف و بلحاظ تغییرات در ریشه با زبانهای التصاقی فرق می کند. زبانهای روسی، آلمانی، لاتین، اردو، فارسی تالشی ، عربی، عبری و غیره جزء زبانهای تصریفی هستند. این تیپ زبانها دارای خصوصیات زیر است:

1- وندها با ریشه و همدیگر ارتباط محکمی دارد. بطوریکه اکثرا تجزیه آنها غیر ممکن می شود. نظریه های مختلف در این موارد و از جمله وندها از همین موضوع ناشی می شود.

2- در زبانهی فلکتیو تغییرات داخلی کلمات برای ایجاد صورت های جدید معنایی خیلی قوی است. تعدادی از کلمات متعلق به زبانهای فلکتیو را با یک زبان التصاقی (مشخصا لکی) مقایسه می کنیم:

زبان

گذشته ساده

امر

حال ساده

تیپ زبانی

/ 0 نظر / 104 بازدید